تبليغاتX
کیش و مات
 

 

سلام/ حال همه ی پرنده ها خوب       است/  فقط خیال کوچ پرستوها / گاهی / دستمالم را مرطوب می کند / حالا       حتمن باید از چیزی بنویسم / مثلن خاطره ای ـ رویایی / ویا حتا گلا یه ای/ اما       تا یادم نرفته بنویسم / زمین اینجا کنار من نشسته/  وپاهایش را به       اندازه ی تمام گلیم های جهان / درازتر کرده ! / ومن چقدر نگرانم/ بگذریم/       حالا اگر قرار باشد/  همه ی چیزها را همان طوری که هست / بنویسم/        باید بنویسم / دریا تا بالای قوزک پای من دریاست / و آسمان/  درقیل وقال       پرنده های مهاجر گیج می خورد / ومن چقدر نگرانم/  آه        دریا   موج  / دریا   موج   / دریا           . . . /این حرفها را تا همیشه تکرار کن   / و اصلن       فکر نکن که روزی من /  روی ساحل شنی نوشته بودم / موج ها هیچ جایی نمی       روند/  فقط همدیگر را هل می دهند ! / ودریا که حرف های مرا پاک کرده بود       و / من که یاد گرفته بودم / دیگر نگران نباشم/ وشب خواب دیده بودم /        دنیا/ به اندازه ی کفش های من  کوچک بود ! /       وبود

 
   

             

                                               خبر اول :

         سومين نشست شاعران ايران در ظهيرالدوله برگزار شد .

در اين نشست كه بمناسبت گراميداشت سالگرد روشنايي فروغ فرخزاد ( پري شادخت شعر معاصر ايران ) در  روز دوشنبه 24/11/84 از ساعت 30/14  الي 18 برگزار شد تعداد كثيري از شاعران و نويسندگان معاصر چون عمران صلاحي ، شمس لنگرودي ، علي شاه مولوي ، حافظ موسوي ، كيومرث منشي زاده ،محمود معتقدي ، فرشته ساري ، قاسم كشكولي وتعداد زيادي از شاعران جوان ونامدار معاصر حضور داشتند .

اين مهم به همت شاعران وبا همكاري وحمايت مجله ي نافه به مير مسئولي ناهيد توسلي انجام پذيرفت كه پذيراي حدود سيصد نفر از علاقمندان شعر و شعر خواني بيش از صدنفر از شاعران سراسر كشور بود .

                      در حاشيه ي اين نشست :

این نشست در راستای فراهم آوردن امکانات جهت گردهم آیی خود جوش شاعران مدرن سراسر ایران و شعر خوانی ایشان برگزار گردید كه ابتدا با صحبت های علی شاه مولوی دبیر شعر مجله نافه پیرامون دغدغه ها و شرایطی که این شاعران را ترغیب به برگزاری چنین نشست هایی کرده است آغاز و سپس با شعر خوانی : فروغ فرهنگ فر ، نجمه بناییان بروجنی ، سولماز محمد خانی ، آزاده زارعیان، ناهیدکبیری، عمران صلاحی، مهری شاه حسینی، شمس لنگرودی ، حافظ موسوی ، محمود معتقدی ، کیومرت منشی زاده، فرزاد آبادی ، مظاهر شهامت ، موسا بندری ، حسن گوهرپور ، علی مومنی ، حسین فاضلی ، کاظم سبزی ، داریوش معمار ، بکتاش آبتین ، علي آدينه ،  پویاعزیزی، وحید علیرضایی ، حکیمه ظفری ، ناما جعفری ، وحیده سیستانی ، حسین شریفی ، آیدین مسنن ، وحید ضیایی، منصور بنی مجیدی ، آرش نصرت الهی ، النازسرخانلو، مریم آموسا وبسیاری دیگر از شاعران معاصر ادامه یافت .
در اين برنامه کامیار شاپور فرزند فروغ و شاعران و نویسندگانی چون :سعید آذین ، شهاب مقربین ، پرویز حسینی، قاسم کشکولی ، مرتضا لطفی ، فرشته ساری ، روجا چمنکار ، داریوش مهبودی ، رضا عامری ، افشین کریمی ،بنفشه حجازی ، منیره پرورش ، ری را عباسی ، ثریا کهریزی ،فرشيد جوانبخش ، یوسف علی خانی و سعیده آبشناسان مدیر مسئول وسردبیر گوهران ، خانم غزل تاجبخش ، فریاد ناصری ، سید حسین موسوی ، فرهاد عابدینی  ، رسول رخشا ، هادی خوانساری ، رضاقنبری ، ناما جعفری ، صبا نخجوانی ، شهرام بشرا ، و بسیاری دیگر از جمله خبرنگاران و مسئولان سایت ها و نشریا ت مختلف ادبی حضورداشتند. 
در انتهاي جلسه علی شاه مولوی دبیر این سلسله نشست ها نوید داد که در اردیبهشت ماه امسال در صورت فراهم آمدن امکانات لازم نشست سراسری شاعران ایرانی با حمایت مجله نافه  در نمایشگاه کتاب تهران برگزار می گردد.  ضمنا داریوش معمار به عنوان دبیر اجرایی این همایش معرفی شد .

                                  خبر دوم :

                          بكتاش آبتين از درگذشت ، درگذشت !

روز سه شنبه 25/11/84 هواپيماي مسافر بري ساها دچار سانحه شد .

ظاهرن اين حادثه بر پايه ي مهر ورزي وعدالت گستري وبر اساس آموزش براي درك صحيح از زندگي و قدر داني از لحظات از دست رفته صورت پذيرفت !

نكته قابل توجه در اين سانحه اين بود كه شيرين كاري جديد ساها به جاي نشاندن لبخند برروي لبان مسافران اشك آنها را درآورد .

خلاصه ي مطلب اينكه بنا به اظهار مسئول اتاق فرمان ( خلبان ) نقص در رادار هواپيما و بنا به اظهار شاهدين عيني ، آتش گرفتن موتورهواپيما باعث شد تا بعد از 30 دقيقه پرواز بر فراز كوهها ، هواپيما با هزار بدبختي و لرزش  به تهران بازگردد تا يكبار ديگر تعداد غشي هاي ترسو وبچه سوسول هاي از خدا بي خبر ! مشخص شود .

در حاشيه ي اين برنامه ي مهيج :

بعد از نشستن هواپيما در باند فرودگاه و در كنار ماشين هاي مهربان اما شلوغ آتش نشاني ، تعداد بي شماري از هموطنان عزيز طي مراجعات مكرر به توالت هاي هواپيما نظم پرواز را به هم زده وباعث نگراني مهمانداران شدند !

چهره ي سرد وبي روح بسياري از دختر خانم هاي داخل پرواز ، سعي وتلاش كرم پودرها و رو‍ژ گونه هاي گرانقيمت را بي ثمر گذاشت !

بعضي از مردان جوان بعد از پياده شدن از هواپيما و رهايي از مرگ فراموش كرده بودند كه تا لحظاتي پيش به غلط كردن افتاده بودند و تعدادي از آنها مشغول دلداري و دلجويي از دختران جوان بودند !

مسافران بعد از رسيدن به سالن فرودگاه گيج مي خوردند وحتا  ناي حرف زدن هم نداشتند، چهره ي بسيار ي از آنها شبيه متفكران بزرگ معاصر شده بود . پيش خودم راه رفتن آنها را كه مي ديدم احساس كردم زنده ياد حسين منزوي نيز بايد دچار چنين سانحه اي شده باشد وگرنه نمي توانست اين بيت را سروده باشد :

كسي رها تر از انديشه اي كه چون مي رفت

به جاي گام زدن در هوا شنا مي كرد !

در سالن فرودگاه مسئولين پرواز تمام تلاش خود را انجام دادند تا نشان بدهند كه هيچ اتفاقي نيفتاده و من پيش خودم فكر مي كردم با خلبان منصفي روبرو هستم چراكه مسئله را فقط به گردن  رادار هواپيما انداخت و براي اولين بار از آمريكاي جنايتكار خبري نبود !

پيش خودم هنوز مشغول بررسي و تحقيق درباره ي ارتباط مشكوك ونا مشروع رادار هواپيما با ادرار  مسافران هستم !

                                 خبر سوم :

              سلامتي من وشما و... يك شعر از بكتاش آبتين !

                          

                                     ( اعلاميه )

 

با انگشت اشاره ات

يادم نينداز كه ...

فقط

پيش از آنكه اعلاميه ها راپخش كنند

بگذار به مرده ي خودم فكر كنم  !

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:39  توسط بکتاش آبتین  | 


   

 

خبر اول :             محمد حقوقي وحسن صفدري در كيش

هفته اي كه گذشت محمد حقوقي و حسن صفدري ميهمانان يكي ديگر از سري نشست هاي شاعران ايران بودند . در اين برنامه بعد از شعر خواني برو بچه هاي كيش ، حقوقي پس از سخنان كوتاهي درباره ي شعر شاعران كيش به بيان ديدگاه هاي خود درباره ي تحول در آثار شاعران بعد از نيما پرداخت . حسن صفدري نيز بعد از سخنراني وشعر خواني محمد حقوقي ، تازه ترين سروده هاي خود را براي حاضرين قرائت نمود . این برنامه به همت معاونت اجتماعی سازمان منطقه ی آزاد کیش برگزار شد .

خبر دوم :                   گراميداشت فروغ فرخزاد

روز دوشنبه هفته ي آينده 24 بهمن ماه ،  بمناسبت سالروز مرگ فروغ فرخزاد تعدادي از شاعران سراسر كشور  بپاس احترام به روح بلند اين شاعر با حضور بر سر مزارش ( گورستان ظهير الدوله ) از ساعت ۱۴  الی  ۱۷ ياد وخاطره ي فروغ را گرامي ميدارند . شما هم مي توانيد چون من در اين مراسم حضور داشته باشيد .

خبر سوم :              يك شعر كوتاه از بكتاش آبتين !

 

                                          ( وطن )

درختان با چشماني سبز

كبوتران با كفن هايي سفيد

      وتو با گونه هايي سرخ !

وطنم !

تابوت خورشيد

اينگونه از شانه هاي آسمان

بالا مي افتد !

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 20:13  توسط بکتاش آبتین  | 


   

                            

چند روز پيش در وبلاگ يكي از دوستان غزلي خواندم كه مرا به حال وهواي روزهاي قديمي تر برد . البته من سال هاست كه غزل نمي نويسم و شايد دشواري وخود آزاري نهفته در غزل ، كه هميشه گريبانگير من  بود نگذاشت تا به نوشتن غزل ادامه دهم . اما هر چه بود اعتراف مي كنم عدم علاقه ي من به غزل نبود و حالا بعد از گذشت 10 سال هر وقت غزل زيبايي مي شنوم به روزهاي زيباي گذشته برمي گردم . در هر صورت نمي خواهم در حرف زدن اسراف كنم وشما را دعوت مي كنم به خواندن غزلي قديمي . اين غزل در سال 74 نوشته شده ودر كتاب اول من ( وپاي من كه قلم شد نوشت برگرديم ) به چاپ رسيده است .

 

به خواب مي روم اما چه خواب دشواري

بخواب خواب قشنگم ، هنوز بيداري ؟

 

هنوز شعله وري ؟ : آه  راحتم بگذار

صداي خواب در آمد : بخواب تب داري

 

من از تب تو به هذيان رسيده ام تو ولي

نخواستي كه خودت را به خواب بسپاري !

 

فقط خيال تو آمد ولي نه ، بختك بود !

كجاست عينك خوابم عجب شب تاري

 

به روي سينه ي خوابم نشست بختك وگفت :

به چنگ عكس پلنگ پتو گرفتاري !

 

شبيه اينكه شبح باشي ونباشي باز

بجز تويي كه نبودي ،  نبود غمخواري

 

چه خنده دار؛  براي تو گريه مي كردم

چه استغاثه ي خيسي چه شوق ديداري

 

گذشته ي تب و آه و ... گذشته هاي تباه

و روز وشب دو سفيد وسياه تكراري

 

خلاصه قصه ي خواب از سرم پريد وكلاغ

به خانه اش نرسيد و ... بخواب تب داري !

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 13:28  توسط بکتاش آبتین  |